ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
193
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
به ملك عادل تعلق داشت و نايبان وى راهها را در دست گرفته بودند كه نگذارند ملك افضل به مصر برود تا ملك عادل خود بدان سرزمين رود و آن جا را بگيرد . ملك افضل از راهى كه به بيت المقدس مىرسيد ، عدول كرد . در نزديك بيت المقدس دو سوار به ملاقات او آمدند كه از سوى مردم بيت المقدس فرستاده شده بودند . اين دو سوار به دو خبر دادند كه مردم بيت المقدس به اطاعت او در آمدهاند . ملك افضل از آنجا شتابان به راه خويش ادامه داد تا در تاريخ پنجم ماه ربيع الاول به بلبيس رسيد . در آنجا برادرانش ، و سرداران مصرى ، و همه بزرگان به ديدار او آمدند . تصادفا برادر او ، ملك مؤيد مسعود ، و فخر الدين چهار كس مملوك پدرش ، هر يك جداگانه براى او خوراكى ساخته و خوانى گسترده بودند . ملك افضل نخست به خوان برادر نشست چون برادرش او را سوگند داده بود كه اول نمك او را بچشد . فخر الدين چهار كس كه چنين پنداشت كه ملك افضل اين كار را از آن جهة كرده كه از وى برگشته و به وى بدگمان شده است . از اين رو ، رأى وى برگشت ، و بر آن شد كه بگريزد . بدين قصد پيش ملك افضل رفت و گفت : « گروهى از تازيان بيابانى با هم به زد و خورد پرداختهاند و اگر كسى بدان جا نرود و آنان را با هم آشتى ندهد ، دامنهء اين جنگ